|
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
|
یک کشور یک ملت
موضوع پیدایش دولت ملت ها در جهان پدیده ای اس که پیشینه ی چندین سده ای دارد.در جهان امروز تنها اندک شماری از ملت های ریشه دار وجود دارد که سابقه ی شکل گیری ملت در آنها به هزاره های پیشین می رسد.مقوله ی ملت و ملیت ( که آن را در چم آگاهی به اوصاف ملت آورده اند ) از هزاره های پیشین با تمام ویژگی های آن در کشور و سرزمین ایران جاری بوده است و همواره روند خود را هماهنگ با ویژگی های دوران طی نموده است.برای نمونه یکپارچگی تیره های ایرانی در زمان کورش هخامنش ،تاسیس دولت ساسانی و اتحاد سرزمینهای ایرانی بوسیله ی شاه اسماعیل و... از نقاط عطف تاریخ ملی ما به شمار می رود.
واپسین و حساس ترین نقطه ی حساس تاریخ شکل گیری ملت ایران سقوط سررشته داری قاجاریه و به قدر رسیدن گروهی از نخبگان ناسیونالسیت در آغازه ی سده ی اخیر بود.نخبگان فرهنگی و سیاسی ایران که تنها راه پیشرفت ملت ایران را در ملت گرایی میجستند با زنده کردن فرهنگ و تمدن ایرانی تلاش خود جهت باز تعریف دوبار از مقوله ملت و ملیت ایرانی را بطور جدی آغاز کردند.(1)
روشنفکران ملی در این دوره برای به انجام رساندن این رسالت خود ناچار از الهام گیری از مبانی و خاستگاه های تاریخی ایرانیان بودند.آیین اسلام و تشیع ،زبان فارسی و ادبیات حماسی و عرفانی ، تاریخ ایران باستان و عناصر برآمده از آیین زرتشت و... پایه های نخستین باز تعریف جامعه ایرانی از هویت خود را تشکیل میداد.در این هنگام هیچ شکی در یکپارچگی ملی توده ی ایرانی نه در اندیشه ی سیاست مداران و نه در اندیشه فرهنگیان و نه در متن جامعه وجود نداشت.بدان معنا که همه ایرانیان و همه اندامان جامعه ایرانی خود را هموند یک کشور و یک کلت یگانه احساس نموده و در راه اعتلای واحدی بنام " ایران " _ با تمام ویژگی های زبانی،نژادی و فرهنگی آن _ گام بر میداشتند.به دیگر سخن تمام نخبگان فرهنگی و – سیاسی جامعه ایران به هنگام تعریف مجدد از ملیت ایرانی در آستانه ی ورود به عصر نوین برداشت ِ بنیادی ِ «یک ملت ،یک دولت ،یک کشور ،یک زبان و یک نژاد» را شالوده ی تعریف خود قرار دادند.علاوه بر سیاستمداران و سیاستگذارانی چون محمود افشار ،تقی زاده ،دکتر شیخ الاسلام که در این روند نقش اساسی داشتند میتوان به نویسندگان و فرهنگیانی چون ابراهیم پورداوود،صادق هدایت ،جمالزاده ،کاظم زاده ی ایرانشهر ، سعید نفیسی و بسیاری دیگر اشاره کرد که با الهام از ایده های ملی خطوط اصلی هویت ایرانی را ترسم نمودند.
تیره های ایرانی، اقلیت های ایرانی :
ایران کشور ی است پهناور که از دید جغرافیایی ویژگی های گونه های متفاوت فرهنگی را در خود جا داده.ایران تاریخی و کهن نیز به مراتب بسیار گسترده تر از ایران کنونی میباشد و اقلیم ها و دولتهای متعددی را در بر میگیرد.ناهمواری ها و نا همگونی های جغرافیایی در طی هزاره ها در این گستره ی پهناور شوند پیدایش گویش ها و ،سنت ها و خرده فرهنگ های گوناگونی شده است.مقتضیات زندگی کوهستانی در نواحی باختری ایران و در میان ایرانیان آن نواحی سبب پیدایش خرده فرهنگی ذاتاً ایرانی میان بختیاری ها و کورد ها شده.خوراک و پوشش ها و گویش ها و گاه حتی باورهای دینی این دسته از ایرانیان به سبب زندگی در کوست های بکر ایران و در طی سالهای متمادی تیره های ایرانی لر ،لک ، بختیاری و کرد را پدید آورد.
در همسایگی این تیره ها رد شمال باختری ایران تیره ی آذری با ویژگی های خرده فرهنگ خود شکل گرفت.با گذشت روزگاران زبان محلی این قوم بدست نژادهای مهاجم تغییر کرده و آذری ِ ترکی شده جای زبان باستانی آنان را گرفت.بلوچ ها و خراسانی ها و طبرستانی ها نیز در طی سده ها ویژگی های سنتی و محلی خود را پدید آوردند... به یقین هر ملت کهنسال دیگری در جایگاه تاریخی و جغرافیایی ملت ایران( که رنه گروسه از آن با عنوان چهار راه تاریخ نام میبرد) قرار می گرفت اگر آنقدر نیرومند می بود که در برابر سیل حوادث از بین نرود ،دچار گسست بنیادی و گوهرین از کیستی و گذشته خود می شد.آنچه که موجب پناه بردن برخی از مردم به کوهستان ها شد در امان ماندن از یورش وحشیان و آنچه موجب تغییر زبان مردم آذربایجان شد گسست نظم اجتماعی پس از یورش مغول و آنچه که شوند تجزیه ایران سرزمین های ایرانی گردید ناتوانی هیئت های حاکمه بود .
نکته حائز اهمیت اینکه هیچکدام از تیره های ایرانی هرگز و در هیچ دوره ای احساسات جداگانه ی ملی را در ضمیر خود پرورانده و همواره ملیت خود را در وابسته به یک کلیت یگانه می دانستند که ایران نامیده می شد.از دید تفاوت های سنتی ، فرهنگی و زبانی نی این جدایی ها بقدری نیس که بتوان نام ملیت بر آن نهاد بلکه آنچه در جامعه بزرگ ایرانی وجود دارد اقوام ( تیره ها ) ایرانی می باشند و حتی اگر تفاوت های جزیی در رفتار و گویش ها و خرده فرهنگ ها دیده شود باید گفت همگی ریشه ی ایرانی _ آریایی دارند.برای نمونه گویش های بختیاری و کردی شکلهای کهن و تغییر نیافته ی فارسی هستند که اتفاقا نزدیکی بیشتری به زبان اوستای( ریشه زبانهای ایرانی) دارند.از دید ریختار شناسی نیز نژاد آریا یکی از مخرج های مشترک همه تیره های ایرانی می باشد.که اثبات ژنتیک و علمی آن راه را بر هرگونه ی ادعای گزافی بسته است (2)
همیاری و نقش نخبگان قومی در باز تعریف هویت ملی :
در آغازه های دهه ی اخیر هنگامی که خیزش ملی ایرانیان بر علیه فساد و فترت دستگاه قاجار در اوج بود ،نخبگان ایرانی در ادامه ی تلاش های خود عناصر سازنده ی هویت ایرانی را نیز مورد کنکاش قرار داده و دریافتهای خود را در قالب شعر،رمان ،داستان و نظریه و پژوهش به جامعه عرضه داشتند.فصل مشترک همه ی این کوشش ها وحدت زبانی و ملی ایرانیان در قالب کشور و ملت یگانه بود.مهمتر آنکه نخبگان قومی در آن زمان نیز به زبان فارسی به عنوان زبان ملی همه ایرانیان نگریسته و آنرا یکی از نقاط مشترک تاریخی و پیوند دهنده ی اقوام ایرانی میدانستند.
کسانی چون تقی زاده ،کاظم زاده ی ایرانشهر،احمد کسروی ،شیخ الاسلام ،عارف قزوینی،دهخدا،تقی ارانی،یحیی ذکاء ،آخوند زاده و بسیاری دیگر از آذربایجانیانی بودند که جهت گسترش زبان فارسی و فرهنگ باستانی ایران کوشش های بسزایی کردند و هر کدام به گونه ای اندیشه ی ناسیونالیسم ایرانی را باور داشتند.
آیا در ایران ملیت های دیگری زندگی می کنند؟؟
برای یافتن این پرسش باید عناصر سازنده ی یک ملت را بررسی کرده و سپس یک منطق ثابت را در مورد اقلیتهای ساکن ایران بررسی کنیم.از دید برخی جوهره ی ملت زبان واحد و از دید برخی دیگر نژاد واحد و از دیدگاه گروهی دیگر مجموع یکسری از عوامل تاریخی میباشد.ولی آنچه که تغییر ناپذیر است استمرار زندگی آن ملت در سرزمین ویژه ای می باشد .از دید تاریخی و علمی دو گروه اقلیت نژادی در ایران کنونی زندگی می کنند.ترکمن ها در شمال شرق و اعراب در جنوب .در پاسخ به این پرسش که آیا پیشینه ی حضور آنان در این سرزمین ریشه ی تاریخی داشته و آیا این اقلیت های نژادی وابسته به این جغرافیا می باشند؟ باید گفت با مراجعه به داشته های تاریخی نژاد عرب و ترکمن در بخشهایی از میهن ما مهاجر و حتی مهاجم و در نتیجه بیگانه می باشند.در نهایت با توجه به اینکه این نژادها هیچ بستگی تاریخی و مشروع با این سرزمین ندارند تشکیل یک ملت و ملیت را در ایران نمی دهند.
با توجه با این مهم رفتار و سیاستهای دولت ایران نیز بایستی متناسب با شرایط و عملکردهای گذشته این اقلیت ها باشد.در پاسخ این پرسش که آیا اقلیت ها حق در تعیین سرنوشت خود آزادند یا نه؟می گوییم همه ی آنان در انتخاب راه خود و آینده خود آزادی تام دارند و می توانند هر زمان که بخواهند کشور را ترک کنند و البته در صورتی که بتوانند خود را با جامعه ایرانی همنوا سازند ( که در مورد بسیاری از اعراب شیعه چنین است) بین ملت ایران و آنان مشکلی ایجاد نخواهد شد.در مقابل وظیفه ی یک دولت ملی در برابر اقلیت ها این است کنترل همه جانبه نسبت به جمعیت و زاد ولد آنان داشته باشد.
_____________
(1)هر چند می توان ریشه های این تعریف در میانه های دوره ی قاجار در آثار برخی از اندیشمندان یافت.
(2) بنا بر پژوهش های علمی انجام شده در سطوح بالای علمی همه مردم و اقوام ایرانی از یک ریشه می باشند و این یگانگی نژاد سراسر فلات ایران را شامل می شود.حتی ژنتیک تیره های غیر پارسی زبان با D.N.A اقوام فارسی زبان کوچکترین تفاوتی ندارد.در اساس این یافته ها لاین مادری مردمان فلات ایران همگی به یکسان بوده و وابسته به نژاد آرین می باشد. توضیح اینکه لاین مادری D.N.A در طول سالیان و بر اثر آمیزش با سایر نژادها تغییری نمی کند.