تبليغاتX
فرمان آریا فرمان آریا - نگاهی متفاوت border=0>
گر نخواهی حق،آسان توان زیست
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

نگاهی متفاوت

paniranistt@gmail.com

 

سخنان رئيس جمهور پيرامون توطئه بودن شعار " دو بچه كافيست " واكنشهاي تند زيادي را برانگيخت . هر كس كه از مضمون سخنان رئيس جمهور آگاه گشت ناخودآگاه موضع سرزنش آميزي در برابر اين موضوع اتخاذ كرد . گويا شهروندان از افزايش جمعيت كشور استقبال نمي كنند . فارغ از اينكه سخنان رئيس جمهور با چه نيتي و چه برنامه يي بيان شده جستار افزايش جمعيت ايرانيان را مورد بررسي قرار مي دهيم.

همانطور كه گفته شد بيشترينه ي مردم از افزايش جمعيت حمايت نمي كنند . و براي تصميم خود شوندهاي بخردانه ي بسياري دارند كه بيشتر  آنها درست به نظر مي رسد .همه روزه شاهد آن هستيم كه در شهرهاي بزرگ چگونه سيل جماعات انساني مشكل آفرين مي شود و ازدحام جمعيت ،باعث ايجاد ترافيك در خيابانها ،كمبود آذوقه ، گراني ،  افزايش جرايم و به دنبال آن تل انبار شدن پرونده هاي اداري و قضايي ميگردد.

ولي آيا ايجاد همه  اين مشكلات به گردن مردم است؟ آيا اين مردم هستند كه بايد از وقوع جرايم جلوگيري كنند و يا بروكراسي را مهار نمايند؟ و يا اينكه نه؛ مديريت نادرست دولت و نهادهاي رسمي و دولتي سبب اين مشكلات است؟

به نظر مي رسد پاسخ دوم درست باشد و چشم پوشي از افزايش جمعيت تنها پاك كردن صورت مسئله مي باشد . به هر حال چه بخواهيم و چه نخواهيم با گذشت زمان جمعيت انسانها بيشتر خواهد شد و بخشهاي دولتي نيز با اين معضل روبرو خواهند گشت . در هر كشوري اين وظيفه و باياي دولت است مصاديق رفاه و امنيت عمومي را تامين نمايد .پس بهتر است به جاي كتمان كردن اصل مسئله راه حل مناسب را بيابيم.

 

بايستگي افزايش جمعيت در جهت مثبت:

بسيار باعث تاسف است نتوانيم در كشور خود جمعيت نژاد خود را افزايش دهيم و تازه اگر هم بخواهيم با مشكلات عديده ي اين چنيني روبرو شويم . اين در حاليست كه ايران با جغرافياي متنوع و گستره و منابع كاني پربار پتانسيل داشتن چند برابر جمعيت كنوني را نيز داراست . ولي اين افزايش جمعيت نيز نمي تواند بي برنامه و بدور از هرگونه پيش بيني و آينده نگري باشد . بدين چم ( معنا ) كه افزايش جمهيت بلي ولي نه براي همه .

اگر همين بحث را ادامه دهيم باين برآمد خواهيم رسيد كه در برخي كوست ها ( نواحي ) و در مورد برخي گروههاي جمعيتي نياز به كاهش جمعيت احساس مي شود .

اصولا بايستي اين انديشه ي به عادت ِ نادرست را از ذهن بيرون كنيم كه هر كسي حق زادولد و داشتن فرزند را داراست . دولت بايستي با ضابطه مند كردن مسئله ي زناشوي و در برخي موارد با عقيم ساختن جمعيت هاي نامطلوب كنترل رشد يا كاهش جمعيت كشور و همچنين توازن آنرا در دست بگيرد . با اين تفسير كه با مشخص كردن تيپ هاي نامطلوب و جلوگيري از ازدياد آنان و شناسايي ِ اشخاصي كه از ديد نژادي در وضع مطلوبي اند و تشويق و ترغيب آنان به داشتن فرزندان بيشتر در جهت پرورش نسل و نژادي نيرومند گام بردارد.

 

آنچه در زير خواهد آمد نوشتارهايي از سرور محمدرضا عاملي تهراتي ست كه در دهه 40 در روزنامه خاك و خون به چاپ رسيد . اين نوشتارها در يكديگر ادغام شده اند و در قالب يك نوشته در اين ايستگاه عرضه مي شود.

 

 

 

 

آميختگي جمعيت ها

 

" نژاد قوي هيچ مفهومي ندارد جز، نژاد پر جمعيت " - اسوالد اشپينگلر

 

بستر حياتي يك ملت بوسيله عنصر جمعيت خارجي بدو شكل ممكن است مورد تعرض قرار گيرد : نخست بوسيله ي گروههاي مهاجر و ديگري بوسيله ي افراد پراكنده . جمعيت خارجي در برخورد با جمعيت اصلي از دو نظر رويدادها و پديده هايي بوجود مي آورند.يكي از نظر برخورد فرهنگي و ديگري از نظر برخورد زيستي . از نظر برخورد فرهنگي عناصر جلو دهنده ي فرهنگ ِمربوط به هر يك از دونوع جمعيت در آغاز تاثيرات متقابلي برهم ميگذارند ولي بتدريج فرهنگ غني تر علايم چيرگي خود را نشان مي دهد و فرهنگ ضعيفتر را تحت شعاع قرار مي دهد. 

اينكه گروههاي مهاجر با فرهنگ و جمعيت قبلي خود تماس داشته باشد و يا قطع تماس كرده باشد تاثيرات بسياري در پيروزي يا عدم پيروزي او دارد.در صورتيكه جمعيت مهاجر با جمعيت مادر در تماس فعال باشد و بويژه آنكه جمعيت مادر بر اثر خلاقيت و آفرينندگي در حال افزايش باشد سهم بسياري در پيروزي جمعيت مهاجر خواهد داشت.

عوامل بسياري سبب مي شود كه جمعيت مهاجر ذر برخورد با جمعيت بومي حدود زيستي خود را حفظ نمايد :

نوع معتقدات نژادي ، اجتماعي و مذهبي در هريك از جمعيتها ممكن است سبب گردد كه جمعيت مهاجر از آميختگي دوري كند و يا با سرعت زياد آميختگي پيدا كند .

در آميختگي زيستي جمعيتي كه افزايش بيشتري داشته باشد غلبه خواهد كرد و صفات و مميزات نژادي خود را در جمعيت آميخته بيشتر نشان خواهد داد . مثلا اگر تنها مميزه ي نژادي ِ رنگ را در نظر بگيريم در هنگام برخورد دو جمعيت سياه و سپيد با يكديگر بشرط آنكه عوامل گوناگون  آميختگي ي اين دو نژاد را كند نساخته باشد جمعيت در طول زمان بسوي رنگي ميل ميكند كه تعداد افراد وابسته بان رنگ بيشتر باشد .

مثلا اگر در طول زمان سد خانوار سفيدپوست با پنج خانوار سياه پوست آميخته باشد اكثريت سفيدپوست و اگر نسبت برعكس بوده باشد اكثريت سياه پوست خواهد بود .

درباره آميختگي نژادها و اثرات آن بر حيات ملتها گاه گاه بحثهايي به ميان آمده است ولي نه در مسيري كه بتوان از لحاظ علمي بر آن ارج نهاد ،زيرا در اين بحثها غالبا يك طرف خواسته است از نژاد به معني فنوتيپ هاي مخصوصي دفاع كند و ديگري نيز خواسته است بگويد بر آثر آميختگي جمعيت ها فلان فنوتيپ بخصوص معدوم شده است .

در صورتيكه در يك بحث علمي از نظر سياست جمعيت چگونگي ِ غنوتيپ هاي مخصوص مطرح نيست . گر چه اگر علاقه ي خاصي در ميان باشد مي توان چنين بحثي را در زمينه ي علوم ديگر دنبال كرد .

چون ممكن است عده يي باصطلاحات مخصوص علم وراثت ( ژنتيك ) آشنا نباشند و در نتيجه به مفهوم فراز ياد شده ي بالا خوب آگاه نشده باشند بشرح بيشتر آن مي پردازيم : اگر حيواني را در نظر بگيريم و در اين حيوان صفت مخصوصي را  در چندين نسل متوالي مورد توجه قرار دهيم متوجه مي شويم هميشه و در تمام شرايط رنگ چشم اين حيوان بدون هيچگونه آميختگي نژادي يكسان نيست بلكه داراي چندين نمونه مي باشد .

هريك از اين نمونه ها را يك فنوتيپ مي گويند و مجموعه ي اين فنوتيپ ها را يك ژنوتيپ . يعني افراد متنوعي كه از يك ريشه سرچشمه گرفته اند و در حقيقت اين تنوع در وجود هريك از آنها نهفته است و در صورت امكان مي توانند آن صور متنوع را بروز دهند .اگر نژاد خالص را به معني يك فنوتيپ بگيريم و هر گونه تنوع آنرا دليل عدم خلوص بدانيم باين اعتبار در دنيا هيچ نژاد خالصي وجود ندارد . ولي در نهاد هر فردي حداقل يك ژنوتيپ نهفته است و چنانكه اين فرد همواره با افراد وابسته بآن ژنوتيپ آميزش زيستي داشته باشد ، بتدريج افراد نسلهاي بعد از آميختگي هاي ديگر پاك مي شوند و مظهر خالص همان ژنوتيپ ميگردند . پس اينكه يك جمعيت جلوه گاه كداميك از ژنوتيپ ها باشد بستگي بآن دارد كه در گذشته افراد ژنوتيپ هاي مختلف در طول زمان با چه نسبت به آميخته باشند .

خصوصيات ِ زيستي ِ جمعيت مربوط به هريك از نژادهاي انساني كه باشد امروز بصورت واقعي در جمعيت حاضر وجود دارد  و در تركيب موجود آن هيچ تغييري بوسيله بحث و گفتگو نمي توان پديد آورد . ولي اگر در نهاد جمعيتي صفات زيستي ِ نيرومندي وجود داشته باشد  _ نيرومندي از آن جهت كه داراي ديناميسم نمودار ساختن تجليات خود باشد _ اين نيرومندي را بصورت آفرينندگي و پرباري نشان مي دهد . از اين نظر گفته اسوالد اشپيلنگر را كه مي گويد نژاد قوي هيچ مفهومي جز نژاد پربار و پر جمعيت ندارد بياد مي آورد .

 

خواست توانايي برترين نشانه:

 

... در بحث آميختگي نژاد ها بدخواهان به دنبال اين نتيجه هستند كه بگويند چون در گذشته هجومهاي تاريخي باين سرزمين صورت گرفته پس ما ديگر آريايي نيستيم ، بنابراين هيچگونه مسيوليت ملي نبايد احساس كنيم و هريك چون حيوان درنده يي بايد به دنبال سودجويي هاي خود باشيم .

ما مي گوييم اولا تركيب نژادي يك جمعيت از نظر علمي مانند مخزني است كه خونهاي گوناگون بر آن ريخته شده باشد و سيماي جمعيت در هر جامعه بستگي به خوني دارد كه در گذشته و در طول زمان بيشتر برآن مخزن ريخته شده و اين تركيب را از لحاظ علمي مي توان پي جويي كرد و نسبتهاي آنرا شناخت.

ولي آنچه كه در مخزن موجوديت زيستي يك ملت است چه هست و مربوط به كدام يك از نژادها است و آن نژادها منشا چه آثاري بوده اند بحثي است جداگانه و ئر ديناميسم كنوني يك جمعيت چه هست و توانايي هاي آن چيست بحثي است ديگر. جمهيت در جلوه گاه تماميت يك ملت خود مهجون نويني است با نيرومندي هاي جديد و آنچه آينده ملتها را رقم خواهد زد همان نيرويي است كه در نهاد جمعيت موجود نهفته است .صرفنظر از آنكه شاخه هاي جمعيت موجود از كدام بن برخاسته اند . ...

... كوتاه سخن انكه ارزش هر جمعيت در آن حات شور زندگي و تقلايي است كه اكنون در وجود خود احساس مي كند . اگر نيكويي هاي گذشته را در خود دارد در همين خواست نيرومندي نهفته است و اگر نيكويي هاي ديگران را كرفته در همين خواست توانايي نهفته است و اگر به اعجاز آميختگي آنها توان نويني يافته است باز نشانه آن همين خواست توانايي است .

 

دكتر عاملي تهراني

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط میهن پرستان آذری  |